۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت

متن درس دوم کتاب ۵۰۴ لغت ضروری

ارشد جهانگردی سال ۹۶

در نوشته پیشین به اولین درس از مجموعه ۵۰۴ پرداختیم، امروز با درس دوم از این کتاب در خدمت هستیم. پس با ما همراه باشید.

۱- corpse

a- When given all the data on the corpse, Columbo was able to solve the murder.
b- The corpse was laid to rest in the vacant coffin.
c- An oath of revenge was sworn over the corpse by his relatives.

۱- جسد- جنازه- مرده
الف- زمانی که تمامی حقایق درباره جسد مشخص شد، کلومبو توانست جنایت را کشف کند.
ب- جنازه در تابوت خالی آرمیده است.
ج- خویشاوندان بالای سر مرده سوگند یاد کردند، انتقام او را بگیرند.

۲- conceal
a- Tris could not conceal his love for Gloria.
b- Count Dracula concealed the corpse in the castle.
c- The money was so cleverly concealed that we were forced to abandon our search for it.

۲- پنهان کردن
الف- تریس نمی توانست عشق خود به گلوریا را پنهان کند.
ب- کنت دراکولا جنازه را در قلعه خود پنهان کرد.
ج- پولها آنقدر ماهرانه پنهان شده بود که مجبور شدیم از جستجو دست بکشیم.

۳- dismal
a- When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day.
b- I am unaccustomed to this dismal climate.
c- As the dismal reports of the election came in, the senator’s friends tactfully made no mention of them.

۳- دلگیر -گرفته-مایوس کننده
الف- زمانی که هوا گرفته است تمام روز را در رختخواب می مانم.
ب- به این هوای گرفته عادت ندارم.
ج- هنگامیکه گزارش مایوس کننده انتخابات رسید، دوستان سناتور از روی تدبیر اشاره ای به آن نکردند.

۴- frigid
a- It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.
b- The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.
c- Inside the butcher’s freezer the temperature was frigid.

۴- خیلی سرد
الف- برای انسان بسیار سخت است که تمام طول زمستان خیلی سرد را در درخ فورج سپری کند.
ب- دوست مرد مجرد حسود با او به سردی برخورد کرد.
ج- دمای داخل فریزر قصابی بسیار سرد بود.

۵- inhabit
a- Eskimos inhabit the frigid part of Alaska.
b- Because Sidney qualified, he was allowed to inhabit the vacant apartment.
c- Many crimes are committed each year against those who inhabit the slum area of our city.

۵- ساکن شدن در- افامت داشتن در
الف- اسکیمو ها در منطقه قطبی آلاسکا زندگی می کنند..
ب- چون سیدنی واجد شرایط بوداجازه یافت تا در آپارتمان خالی اقامت کند.
ج- هر ساله بیشتر جنایات بر علیه کسانی است که در مناطق زاغه نشین شهرمان سکونت دارند.

۶- numb
a- My fingers quickly became numb in the frigid room.
b- A numb feeling came over Mr. Massey as he read the telegram.
c- When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing .

۶- بی حس
الف- انگشتانم در اتاق خیلی سرد به سرعت بی حس شدند.
ب- در حالی که آقای ماسی تلگراف را می خواند، بی حس شد.
ج- زمانی که پرستار سنجاقی را در پای بی حس من فرو کرد، چیزی احساس نکردم.

۷- peril
a- The hunter was abandoned by the natives when he described the peril that lay ahead of them.
b- There is great peril in trying to climb the mountain.
c- Our library is filled with stories of perilous adventures.

۷- خطر
الف- زمانی که شکارچی توضیح داد چه خطری پیش روی بومی هاست، او را ترک کردند.
ب- تلاش برای بالا رفتن از کوه خطرات زیادی به همراه دارد.
ج- کتابخانه ما پر از داستانهایی درباره ماجراجویی های خطرناک است.

۸- recline
a- Richard likes to recline in front of the television set.
b- After reclining on her right arm for an hour Maxine found that is had became numb .
c- My dog’s greatest pleasure is to recline by the warm fireplace.

۸- دراز کشیدن -لم دادن
الف- ریچارد دوست دارد جلوی تلویزیون دراز بکشد.
ب- بعد از اینکه ماکسیم یک ساعت روی بازوی راستش لم داد، متوجه شد بازویش به خواب رفته است.
ج- بزرگترین دلخوشی سگم، دراز کشیدن جلوی شومینه گرم است.

۹- shriek
a- The maid shrieked when she discovered the corpse.
b- With a loud shriek, Ronald fled from the room.
c- Facing the peril of the waterfall, the boatman let out a terrible shriek.

۹- جیغ زدن
الف- وقتی دوشیزه جنازه را پیدا کرد، جیغ کشید.
ب- رونالدو فریاد بلندی کشید و از اتاق گریخت.
ج- وقتی قایقران آبشار را دید احساس خطر کرد و فریاد وحشتناکی کشید.

۱۰- sinister
a- The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police.
b- When the bank guard spied the sinister-looking customer, he drew his gun.
c- I was frightened by the sinister shadow at the bottom of the stairs.

۱۰- پلید- وحشتناک-شیطانی
الف- پلیس نتوانست دسیسه شیطانی برای فریب زن بیوه را فاش کند.
ب- زمانیکه نگهبان بانک متوجه شد مشتری شرور است، اسلحه اش را کشید.
ج- سایه وحشتناک انتهای راه پله، مرا ترساند.

۱۱- tempt
a- A banana split can tempt me to break my diet.
b- The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.
c- Your offer of a job tempts me greatly.

۱۱- وسوسه کردن
الف- دسر موز می تواند مرا وسوسه کند، تا رژیم غذایی ام را بشکنم.
ب- با دیدن لویس زیبا مرد مجرد وسوسه شد تا دیدگاهش را نسبت به ازدواج تغییر دهد.
ج- پیشنهاد کاری تو مرا به شدت وسوسه کرد.

۱۲- wager
a- I lost a small wager on the Super Bowl.
b- After winning the wager, Tex treated everyone to free drinks.
c- It is legal to make a wager in the state of Nevada.

۱۲- شرط
الف- من شرط کوچکی را در سوپر باولینگ باختم.
ب- بعد از اینکه تکس شرط بندی را برد همه را به نوشیدنی مجانی مهمان کرد.
ج- شرط بندی در ایالت نوادا قانونی است.

 

متن نمونه:

Terror in the Cemetery
I like to bet on anything that is exciting, so when my friends tried to tempt me with an offer, I took it. The idea was for me to spend a frigid December night in a cemetery, all alone. in order to win twenty dollars. Little did I realize that they would use dirty tricks to try to frighten me to abandon the cemetery and, therefore, lose my wager . My plan was to recline in front of a large grave, covered by a warm blanket, with a flashlight to help me cut through the dismal darkness. After midnight, I heard a wild shriek. I thought I saw the grave open and a corpse rise out of it. Although I was somewhat numb with fear. I tried to keep my senses. Using good judgment, I knew that no peril could come to me from that sinister figure. When I did not run in terror, my friends, who had decided to conceal themselves behind the nearby tombstones, came out and we all had a good laugh Those spirits that may inhabit a cemetery must have had a good laugh, too

وحشت در گورستان
دوست دارم روی هر چیزی که هیجان انگیز باشد شرط بندی کنم. از اینرو زمانیکه دوستانم تلاش کردند مرا با پیشنهادی وسوسه کنند آنرا پذیرفتم. پیشنهاد این بود که یک شب بسیار سرد ماه دسامبر را تک و تنها در قبرستانی سپری کنم تا بیست دلار برنده شوم. خیلی کم متوجه بودم که آنها از حقه های کثیفی استفاده خواهند کرد که مرا بترسانند گورستان را ترک کنم و در نتیجه شرطم را ببازم. نقشه ام این بود که جلوی قبر بزرگی زیر پتویی گرم و با چراغ قوه ای که تاریکی غم انگیز را پشت سر گذارم، دراز بکشم. پس از نیمه شب جیغ وحشیانه ای را شنیدم. فکر کردم که دیدم قبر باز شد و جسدی از آن بیرون آمد. گرچه تا حدی از ترس بی حس شده بودم اما سعی کردم حواسم را جمع کنم. با مراجعه به عقلم پی بردم که هیچ خطری نمی تواند از آن چهره پلید به سمت من بیاید. وقتیکه از ترس فرار نکردم دوستانم که تصمیم گرفته بودند خودشان را پشت سنگ قبرهای اطراف پنهان کنند بیرون آمدند و همگی کلی خندیدیم. لابد ارواحی هم که در آن گورستان سکونت داشتند حسابی خندیده اند.

پادکست صوتی درس دوم کتاب ۵۰۴ را بشنوید:

دروس دیگر از مجنوعه ۵۰۴

ADS_728*90-موقت

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ADS_728*90-موقت