۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت

متن درس هجدهم کتاب ۵۰۴

ارشد جهانگردی سال ۹۶

امروز با درس هجدهم از کتاب ۵۰۴ واژه ضروری در خدمت شما هستیم. با ما همراه باشید.

Tragedy

A. It was a tragedy that some pioneers were killed on their way west

B. If you had your choice between seeing a comedy or a tragedy which play would you choose

C. Harry enormous jealousy let to the tragedy in their family

رخدادی بسیار غم انگیز یا وحشتناک، نمایش غم انگیز

الف. واقعه ی غم انگیزی بود که برخی از پیشگامان در مسیرشان به طرف غرب کشته شدند.

ب. اگر بین دیدن یک نمایش طنز و یک نمایش غمناک حق انتخاب می داشتی، کدام را انتخاب می کردی؟

ج. حسادت شدید « هری» منجر به اتفاق ناگواری در خانواده ی آنها شد.

Pedestrain

A. After driving a bus all day Norris liked to be a pedestrian and take long casual walks in the evening

B. The police say it is urgent that pedestrians stay on the sidewalk

C. I don’t doubt that a pedestrian can get places faster than a car in downtown traffic

شخصی که پیاده می رود، عابر پیاده

الف. « نوریس» بعد ز رانندگی با اتوبوس در تمام روز، دوست داشت پیاده شود و پیاده روی طولانی و راحتی را در وقت غروب انجام دهد.

ب. پلیس می گوید ضروری است که عابران پیاده در پیاده روها بمانند.

ج. شک ندارم که عابران پیاده می توانند در ترافیک مرکز شهر سریع تر از تومبیل به مقصد برسند.

 

Glance

A. The observant driver glanced at the accident at the side of the road

B. I took one glance at the wretched animal and turned away

C. Thompson identified the burglar after a glance at the photograph in the police station

به سرعت نگاه کردن، نگاه سریع

الف. راننده ی هوشیار نگاه سریعی به حادثه کنار جاده انداخت.

ب. نگاهی اجمالی به حیوان بیچاره انداختم و رد شدم.

ج. تامپسون بعد از نگاهی اجمالی به عکس در کلانتری، دزد را شناسایی کرد.

 

Budget

A. we had to decrease the budget this year because our club is broke

B. The prominent executive presented her budget to the Board of Directors

C. When my mother draws up her budget for the week she sets aside a goodly sum for nourishing food

تخمین مقدار پولی که می توان در زمان مشخصی برای اهداف مختلف خرج کرد

الف. ما مجبور بودیم بودجه را کاهش دهیم زیرا امسال باشگاه ما کم پول است.

ب. مدیرعامل سرشناس، بودجه را به هیئت مدیره ارائه داد.

ج. وقتی که مادرم بودجه یک هفته را ترسیم می کند، مبلغ قابل توجهی را برای غذاهای مغذی کنار می گذارد.

Nimble

A. Although Dusty was a miniature poodle he was nimble enough to fight bigger dogs

B. The nimble policeman leaped over the fence to pursue the car thief

C. At his press conference the commissioner was quite nimble in avoiding the different questions

فعال و با قدم های مطمئن، چالاک، سبک و سریع

الف. اگرچه « داستی» سگ کوچکی بود، ولی به قدر کافی زرنگ بود تا با سگ های بزرگتر بجنگد.

ب. افسر پلیس چابک و زرنگ از روی حصار پرید تا دزد اتومبیل را تعقیب کند.

ج. کمیسر عالی در کنفرانس مطبوعاتی به قدر کافی زرنگ بود تا از پاسخ به سوالات مشکل، طفره رود.

Manipulate

A. Scientists must know how to manipulate their microscopes

B. While Mr. Baird manipulated the puppets Fran spoke to the audience

C. The wounded pilot manipulated the radio dial until he made contact

ماهرانه برخورد یا رفتار کردن

الف. دانشمندان باید بدانند چطور میکروسکوپهای خود را بکار ببرند.

ب. در حالیکه آقای « بایرد» عروسکهای خیمه شب بازی را با مهارت تکان می داد، « فران» برای تماشاچیان صحبت می کرد.

ج. خلبان مجروح، صفحه رادار را دستکاری کرد تا اینکه تماس گرفت.

Reckless

A. We must not ignore reckless drivers we must take them off the road

B. After breaking his hand fighting recklessly Arthur decided to be more cautious in the future

C. The reckless smoker ignited the entire forest

بی دقت، بی توجه، وحشی

الف. نباید رانندگان بی پروا را نادیده بگیریم، ما باید آنها را از جاده خارج کنیم.

ب. بعد از اینکه دست « آرتور» بی احتیاطانه در دعوا شکست، تصمیم گرفت در آینده بیشتر مراقب باشد.

ج. شخص سیگاری بی دقت، تمام جنگل را به آتش کشاند.

Horrid

A. Janey avoided staring at the horrid man face

B. It is simply horrid the way cars pollute the air we breathe

C. When Mary was good she was very good but when she was bad she was horrid

وحشتناک، ترسناک

الف. « جینی» از نگاه کردن به چهره ی مرد ترسناک اجتناب کرد.

ب. اتومبیلها به شیوه ی وحشتناکی هوایی را که ما تنفس می کنیم، آلوده می کنند.

ج. وقتی ماری خوب بود، بسیار خوب بود ولی وقتی بد بود، وحشتناک بود.

Rave

A. Shortly after taking the drug the addict began to rave and foam at the mouth

B. Speedy raved that his car had the capacity to reach 120 miles per hour

C. Sadie was confident that Mr. Stebbe would rave about her essay

وحشیانه حرف زدن

الف. معتاد مدت کوتاهی پس از خوردن مواد، شروع به گفتن حرف هاینامربوط نمود و دهان کف کرد.

ب. « اسپیدی» چرند می گفت که اتومبیلش توانایی رسیدن به سرعت ۱۲۰ مایل در ساعت را دارد.

ج. « سادی» مطمئن بود که آقای « استب» در مورد مقاله اش زبان به تحسین خواهد گشو.

Economical

A. I find it economical to shop in the large supermarkets

B. Marissa was praised for her economical management of the budget

C. The President made Congress aware of the need to be more economical

پول یا وقت را هدر نمی دهد، اقتصادی، صرفه جو

الف. من متوجه شدم که خرید از سوپرمارکت های بزرگ مقرون به صرفه است.

ب. « ماریسا» به خاطر مدیریت مقتصدانه ی بودجه، ستایش شد.

ج. رئیس جمهور، کنگره را از نیاز به صرفه جویی بیشتر آگاه ساخت.

Lubricate

A. The bulky wheels of a railroad train must be lubricated each week

B. A large quantity of grease is needed to lubricate an airplane engine

C. When a watch is lubricated it keeps more accurate time

با قرار دادن روغن، گریس و مواد مشابه، کار با ماشین آلات را راحت و هموار کردن، روغن کاری کردن

الف. چرخ های بزرگ قطار، باید هر هفته روغن کاری شوند.

ب. برای روغن کاری موتور یک هواپیما، مقدار زیادی گریس لازم است.

ج. وقتی که یک ساعت مچی روغن کاری شود، دقیق تر کار می کند.

 

Ingenious

A. Bernie devised an ingenious plan to cheat on his income tax

B. Rube Goldberg was a journalist who won fame for his ingenious inventions

C. The master spy had an ingenious way of passing secrets to the agent

دارای توانایی ذهنی زیاد، زرنگ

الف. « برنی» نقشه ی مبتکرانه ای را طراحی کرد تا در مالیات بر درآمدش تقلب کند.

ب. « روبی گلدبرگ» روزنامه نگاری بود که بخاطر اختراع ابتکار آمیزش به شهرت رسید.

ج. جاسوس بزرگ روش مبتکرانه ای برای انتقال اسرار به مامور مخفی داشت.

 

The Challenge of the Small Car

The auto makers in Detroit barely survived the tragedy of 1959. That was the year the consumer became aware of the Volkswagen and the auto market was forever altered. Once Americans got a glance at this low-priced, nimble, small car that one could manipulate so easily, they frequently refused those horrid Detroit monsters with eight cylinders and ten miles to each gallon of gasoline. Many pedestrains previously uninterested in owning a car began to purchase small foreign cars. Conservative, as well as reckless drivers, found the price within their budget and became customers. Volkswagen owners would rave about their economical cars, telling everyone how little gas they used and how infrequently they needed to be lubricated. Volkswagon, once one of the most popular small cars sold in America, has now fallen behind the autos of the ingenious Japanese manufacturers

چالش اتومبیل کوچک

اتومبیل سازان دترویت به سختی می توانستند از واقعه ی غم انگیز سال ۱۹۵۶ جان به در برند. سال ۱۹۵۶ سالی بود که مصرف کنندگان از فولکس واگن آگاه شدند و بازار اتومبیل برای همیشه دگرگون شد. وقتیکه آمریکایی ها به این اتومبیل ارزان قیمت، چالاک و کوچک نگاه کردند که شخص براحتی می تواند آنرا کنترل کند. آن هیولای وحشتناک دترویتی هشت سیلندری را که در هر ده مایل یک گالن بنزین می خواست رد کردند. بسیاری از عابرین پیاده که قبلا به داشتن یک اتومبیل علاقه ای نداشتند، شروع بع خریدن اتومبیل های کوچک خارجی کردند. رانندگان محتاط و بی پروا قیمت این اتومبیل ها را در حیطه ی بودجه ی خود یافتند و مشتری شدند.

دارندگان فولکس واگن در مورد اتومبیل های مقرون به صرفه شان غلو می کردند و به همه می گفتند چقدر این ماشینها بنزین کمی مصرف می کنند و اینکه چقدر کم این اتومبیل ها نیاز به روغن کاری دارند. فولکس واگن که زمانی یکی از پر طرفدارترین اتومبیل های کوچکی بود که در آمریکا فروخته می شد اکنون از اتومبیل های تولید کنندگان مبتکر ژاپنی عقب مانده است.

ADS_728*90-موقت

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ADS_728*90-موقت