۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت
۶۰*۴۶۸: بالای سایت

متن درس اول کتاب ۵۰۴ لغت ضروری

ارشد جهانگردی سال ۹۶

این نوشته بر آنیم، هر هفته با یک درس از سری درس های کتاب ۵۰۴ لغت ضروری همراه شما باشیم. با ما همراه باشید.

Abandon
A- When Roy abandoned his family, the police went looking for him
B- The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle
C- Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college

ترک کردن – دست کشیدن
الف- وقتی ” روی ” خانواده اش را ترک کرد پلیس به جستجویش شتافت.
ب- سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند ترک کند.
ج- چون ” رز ” فقیر بود از فکر رفتن به دانشگاه دست کشید.

Keen
A- The butcher’s keen knife cut through the meat
B- My dog has a keen sense of smell
C- Bill’s keen mind pleased all his teachers

تیز- مشتاق- قوی
الف- چاقوی تیز قصاب گوشت را قطعه قطعه کرد.
ب- سگ من حس بویایی قوی دارد.
ج- ذهن مشتاق بیل معلمانش را راضی کرد.

Jealous
A- A detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her
B- Although my neighbor just bought a new car. I am not jealous of him
C- Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of cheerleaders

حسود
الف- بیوه زن حسود کاراگاهی را استخدام کرد تا دوستش را که از او جدا شده بود پیدا کند
ب- با اینکه همسایه ام به تازگی ماشین جدیدی خریده به او حسادت نمی کنم.
ج- “مونا” حسود است و اجازه نمی دهد دوست پسرش با هیچ یک از معرکه گیر ها برقصد.

Tact
a- My aunt never hurts anyone’s feeling because she always uses tact.
b- By the use of tact, Janet was able to calm her jealous husband.
c- Your friends will admire you if you use tact and thoughtfulness.

تدبیر
الف- خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمی کند چون که او همیشه باتدبیر است.
ب- “ژانت” توانست با استفاده از تدبیر شوهر حسودش را آرام کند.
ج- اگر تدبیر و دقت داشته باشید دوستانتان شما را ستایش خواهند کرد.

Oath
A- The president will take the oath of office tomorrow
B- In court, the witness took an oath that he would tell whole truth
C- When Terry discovered that he had been abandoned he let out an angry oath

سوگند- دشنام
الف- فردا رئیس جمهور سوگند اداری می خورد.
ب- شاهد در دادگاه سوگند یاد کرد که حقیقت محض را بگوید.
ج- وقتی “تری” فهمید که او را ترک کرده اند از روی عصبانیت دشنام داد.

Vacant
A- Someone is planning to build a house on that vacant lot
B- I put my coat on the vacant seat
C- When the landlord broke in, he found that apartment vacant

خالی
الف- کسی قصد دارد روی آن قطعه زمین خالی خانه بسازد.
ب- من کت خود را روی نیمکت خالی گذاشتم.
ج- وقتی صاحب خانه در را شکست و وارد شد با آپارتمان خالی مواجه شد.

Hardship
A- The fighter had to face many hardships before he became champion
B- Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another
C- On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother

سختی- مشکلات
الف- جنگجو پیش ازآنکه قهرمان شود مجبور بود با سختی زیادی مواجه شود.
ب- “آبراهام لینکلن” قادر بود مشکلات را یکی پس ار دیگری از میان بردارد.
ج- “برت” بدلیل مشکلاتش اجازه یافت ارتش را ترک کند تا از مادر بیمارش مراقبت نماید.

Gallant
a- The pilot swore a gallant oath to save his buddy
b- Many gallant knights entered the contest to win the princess
c- Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman

شجاع- برای زنان احترام قائل شدن
الف- خلبان سوگند دلیرانه یاد کرد دوستش را نجات دهد.
ب- شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده به رقابت پرداختند.
ج- ” اد” آنقدر برای زنان احترام قائل است که همیشه جای خود را در مترو به خانم ها می دهد.

Data
a- The data about the bank robbery were given to the F.B.I
b- After studying the data, we were able to finish our report
c- Unless you are given all the data, you cannot do the math problem

شواهد- اطلاعات- داده ها
الف- شواهد مربوط به سرقت بانک به اف. بی. آی. داده شد.
ب- پس از بررسی اطلاعات توانستیم گزارش خود را تمام کنیم.
ج- اگر همه داده ها را نداشته باشید نمی توانید مسئله ریاضی را حل کنید.

Unaccustomed
a- Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.
b- The king was unaccustomed to having people disobey him.
c- Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

به چیزی عادت نداشتن
الف- چون “کلود” اهل آلاسکا بود به گرمای فلوریدا عادت نداشت.
ب- پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند عادت نداشت.
ج- از انجا که “ویک” به تمرین عادت نداشت خیلی زود خسته شد.

Bachelor
a- My brother took an oath to remain a bachelor.
b- In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.
c- Before the wedding, all his bachelor friend had a party.

مرد مجرد
الف- برادرم قسم خورد که مجرد باقی بماند.
ب- در این فیلم آن مرد متاهل با فردی مجرد اشتباه گرفته شد.
ج- پیش از مراسم عروسی همه دوستان مجردش جشن گرفتند.

Qualify
a- I am trying to qualify for the job that is now vacant.
b- Since Pauline can’t carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girl’s Chorus.
c- You have to be taller than 5’5″ to qualify as a policeman in our town.

صلاحیت داشتن- واجد شرایط بودن
الف- سعی می کنم برای شغلی که در حال حاضر بلاتصدی است واجد شرایط بشوم.
ب- از آنجا که “پائولین” لحن رسائی ندارد مطمئن است که صلاحیت لازم برای گروه کر دختران را پیدا نخواهد کرد.
ج- قد شما باید بلندتر از ۵.۵ فوت باشد تا صلاحیت پلیس شدن در شهرمان را پیدا کنید.

My brother, the Gentleman
The story of Sir Walter Raleigh who spread his cloak on the ground to keep Queen Elizabeth from the hardship of crossing a muddy puddle can qualify that nobleman for an award as a man of tact and good breeding. My brother Kenny, a bachelor with a keen interest in history, was impressed by that anecdote and thought he might demonstrate his excellent upbringing in a parallel situation.
Accordingly he decide to abandon his subway seat in favor of a woman standing nearby. Although unaccustomed to such generous treatment, the young woman was pleased to accept Kenny’s kind offer. However, her jealous boyfriend swore an oath under his breath because he thought my brother was flirting with his girlfriend. I don’t have any data on the number of young men who get into similar trouble as a result of a gallantgesture, but it’s probably one in a thousand.
Poor Kenny! He pointed to the now vacant seat.

برادرم این مرد محترم
داستان ” سر والتر رالی” که شنل خود را روی زمین پهن کرد تا ملکه را از دشواری عبور از گودالی گل آلود دور نگه دارد می تواند این مرد شریف را بعنوان مردی با درایت و با تربیت شایسته پاداش کند. برادر مجردم “کنی” که علاقه شدیدی به تاریخ دارد تحت تاثیر این داستان قرار گرفت و فکر کرد که او هم می تواند در شرایط مشابهی تربیت عالی اش را نشان دهد. در نتیجه تصمیم گرفت در مترو صندلی اش را به نفع خانمی که کنارش ایستاده بود ترک کند. خانم جوان گر چه به چنین رفتار سخاوتمندانه ای عادت نداشت با خوشحالی پیشنهاد مهربانانه “کنی” را پذیرفت. اما دوست پسر حسود آن خانم زیر لب ناسزایی گفت زیرا فکر می کرد که برادرم دارد با دوست دخترش لاس می زند. در مورد تعداد افراد جوانی که در نتیجه چنین برخوردهای جوانمردانهای دچار مشکلات مشابهی می شوند اطلاعی ندارم اما احتمال آن یک در هزار است.
بیچاره “کنی” او حالا به صندلی اشاره کرد که خالی بود.

پادکست صوتی درس اول کتاب ۵۰۴ را بشنوید:

دروس دیگر از مجنوعه ۵۰۴

ADS_728*90-موقت

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ADS_728*90-موقت